این روز ها که باز مانند سال 1333 کشور ما کودتایی را -البته این بار به جای مرداد در 22 خرداد - پشت سر گذاشته و به اقتضای روز وبر خلاف آن سال هابحث انرژی اتمی جایگزین نفت شده است دائم این جمله از اظهارات سپهبد زاهدی نخستوزیر هنگامی که لایحه کنسرسیوم را روز 29 مهر 1333 به مجلس میداد و در توجیه آن می گفت: «ما با این قرارداد توانستیم کلاه بزرگی سر انگلیس و آمریکا بگذاریم.» در گوشم زنگ می زند .
بی تردید سخنان صد من یک غاز جلیلی که می گوید در ژنو کشور های ١+۵ را مات کردیم! و احمدی نژاد که همزمان با بیان ذلیلانه :"حاضریم سوخت اتمی خودرا از امریکا بخریم" از توفیق دولت خود در کنفرانس ژنو بیشرمانه لاف می زند در این تداعی معانی نقش عمده ای دارند .
اما تا کی ؟ ملت ما باید تاوان دروغ و دغل دولتمردان و مسئولان خود را بدهد بر می گردد به این که چگونه این قضایای تکراری را آسیب شناسی کنیم . این که گلایه کنیم و توقع داشته باشیم مسئولان مطابق مصالح و منافع ما حرکت کنند هر چند توقع به جایی است اما تمام ماجرا نیست . چرا که به کرات دیده ایم مسئولانی وظیفه شناس بر سر کار آمده اند اما هر چه گذشته از راه درست و صداقت با ملت فاصله گرفته و نهایتا در چاه ویل ناراستی و نادرستی افتاده اند ! علت آن چیست ؟ من گره اصلی را در خود ملت و نهاد های مدنی ای مانند احزاب و جراید می دانم که متاسفانه یا وجود ندارند و یا اگر وجود دارند بی وجود هستند . در کشوری مثل امریکا فرض کنید چنین نهاد هایی نبودند . می دانید چه می شد ؟ محض نمونه عرض می کنم :
روزنامه واشنگتن پست نمی توانست جریان واتر گیت را کشف و افشا کند . آقای کلینتون هم در کاخ سفید به لاس زدن خود با مونیکا حتی الان ادامه می داد ! و دهها فاجعه دیگری که نهادهای مدنی مانند حزب و روزنامه ها سد آن شدند به قوت خود باقی می ماند و در نتیجه امریکا،امریکای امروز نبود !!
طبعا در وجود نهاد های مدنی بر آمده از متن مردم است که کنترل ها صورت می گیرد و مسئولان فضا را برای رفتن به سمت و سوی انحراف و ضایع کردن حقوق ملت باز نمی بینند . وگرنه مرد! می خواهد بالای سرش نظارت جدی مردمی نباشد و بر مدار صداقت حرکت کند !
نتیجه این که در کشور ما اگر ناصرالدین شاه ها درست شد حاصل غفلت مردم و فقدان نهادهای مدنی بر آمده از متن مردم بود . وقتی شاه کور باش و دور باش اعلام می کرد و ملت چشم و گوش خود را می بست معلوم است که می شود و می شد آن چه شد و تاریخ سرزمین ما مشحون از آن است .
اگر قناعت کردن به نهاد های رسمی و علی الظاهر مردمی چون پارلمان و انتخابات کفایت می کرد باید طی این ٣٠ سال که بر مردم رفت و این نهاد ها هم بودند کاری بر خلاف مصالح ملت صورت نمی گرفت ! اما دیدیم که آن چه شد دست کمی از اتفاقات در یک نظام استبدادی محض نداشت !
راه چاره بالا رفتن فرهنگ و شعور سیاسی ملت و تشکیل احزاب و نهاد های مدنی مردمی است و لاغیر و الا مجلس و انتخابات کاری از پیش نخواهد برد و طرفه العینی تبدیل خواهد شد به ابزار دیکتاتوری همچنان که می بینیم شده است .