دعوا بر سر حق ملت است!
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩  

چرا عده ای به خود زحمت می دهند و راه دور می روند در حالی که همه دعوا بیخ گوششان شکل گرفته است . در یک کلام این نزاع نه ربطی به امریکا دارد و نه انگلیس و اسرائیل . همه دعوا بر سر حق و حقوق مصرح مردم در قانون اساسی است . بین کسانی که بر این باورند که مردم هیچ حقی ندارند ، مشتی توده نا آگاه اند که نیاز به قیم و بزرگتر دارند،آن هم بزرگانی چون جنتی و یزدی و خزعلی و احمد خاتمی و مار مولک های حیله گر و دغلکاری چون شریعتمداری و طائب و فیروز آبادی و امثال این ها ...با مردمی که حق خود را می خواهند و کسانی که در کنار ملت قرار گرفته و عطای نوکری و مزدوری برای جماعت ضد ملت و مردم را به لقایش یخشیده اند . دعوا بین مردم است با حاکمیتی که با اراده و زور همین مردم روی کار آمده و حاکمیت را از دست ملت به عنوان امانت گرفته اما حالا زورش می آید حساب پس بدهد و ناگزیر برای این که بر سر قدرت بماند  صورت مسئله را با دروغ بستن بر خدا و رسول خدا و خود را نائب و نماینده آن ها نامیدن عوض کرده و پا روی حقوق حقه هفتاد میلیون ایرانی گذاشته تا کماکان بر خر مراد سوار باشد .
راهی که حاکمان دشمن مردم بر گزیده اند راهی است که بارها در تاریخ بشری امتحان خود را داده است . راهی که سرانجام شوم و تاریک و ذلت بارز آن بارها رقم خورده است اما از آن جا که شهوت قدرت و میل به ثروت انسان را کور و کر می کند این قوم حقیقت را نمی بیند و بر مسیر باطل که غیر از گمگشتگی در پی ندارد پا می فشارد .
تا زمانی که اکثریت مردم فریب تبلیغات حاکمیت را می خوردند و می شد یک حرف و دو حرف بر زبانشان گذاشت و آن ها را در مسیری قرار داد که مورد خواست و علاقه حاکمان بود مردم ولی نعمت بودند و صاحب درک بالای دینی و شعورسیاسی . اما حالا که پرده نفاق افتاده است و باطن پلید شحنه های بی پیر ظاهر شده و ملت می خواهد راه خود را از مسیر آن ها سوا کند عربده ها بلند است که ما مشروعیت خود را از خدا داریم و مردم در این میان کاره ای نیستند . البته جای شکرش باقی است که هنوز هستند افرادی در جبهه مقابل که ولو به ظاهر می گویند مردم معترض بیش از تعداد اندکی نبوده اند! حسن این دروغ این است که آن ها شوربختانه می دانند که اگر به اکثریت معترض اعتراف کنند باید جل و پلاس خود را جمع کرده و در گوشه ای دور از چشم ملت بخزند و چند صبای باقیمانده عمر را در غربتی که خود برای خود ساخته اند بگذرانند تا کاسه این عمر سرشار از گمراهی پر شود و راهی دیاری گردند که دیٌاری را توان یاری رساندن به آن ها طبق حکم خدا نیست .
و اما علت این همه سرکشی در مقابل مردم آن هم از جانب کسانی که نان خور ملت بوده اند و تا بوده سر سفره همین مردم ارتزاق کرده اند چیست ؟چه اتفاقی افتاده است که یابو برشان داشته و خود را رو در روی ملت قرار داده اند . دلیل آن روشن است و بر می گردد به این واقعیت که اگر تا دیروز دستشان مستقیما به سوی مردم دراز بود تا با گرفتن وجوهات امورات خود را بگذرانند امروز راه را کج کرده و از مسیری غیر مستقیم دست در بیت المال همین ملت بی نیاز به اجازه آن ها می برند و جیب های گشاد لباده ها و حساب های بانکی خود را پر می کنند . به همین دلیل است که در نهایت دریدگی چشم در چشم مردم می دوزند و بر خلاف خواست آن ها و در جهت منافع جمع اندک خود قدم بر می دارند .
روزی که امثال این جماعت سنگ مردم را به سینه می زد در حقیقت سنگ خود را به سینه می کوبید چون همه چیز او در گرو دست کرم همین ملت بود . آن روز آن ها از ولی نعمت خود که مردم بودند دفاع می کردند و امروز هم از ولی نعمت خود که دولت غاصب است دفاع می کنند . یعنی اتفاقی نیفتاده جز این که آدرس اموال عوض شده است . البته در این میان استثنائاتی هم وجود دارد که نمونه بارز آن آیت ا.. العظمی منتظری هستند و چند تن دیگر از مراجع چون صانعی و دستغیب و بیات زنجانی و صافی گلپایگانی و غیره ...
باور کنید اگر فیلم حضرت یوسف که چند ماه قبل پخش می شد را می خواستند امروز پخش کنند درممیزی صدا و سیما به آن اجازه پخش نمی دادند چرا که ظرف این چهار ماه که از تقلب بزرگ گذشت چنان چشم و گوش ملت باز شد و باطن این جماعت را شناخت و محک زد که کاهنان معبد آمون در فیلم یوسف چیزی غیر از تداعی کردن آن هاالقاء نمی نمود . جالب است که مردم کوچه بازار با وجود این که از پخش این فیلم چندین ماه گذشته است باز در خاطره و حافظه خود به صحنه هایی که کاهنان معبد آمون در آن نقش داشتند رجوع می کنند و این دو گروه را از یک قماش می دانند .


کلمات کلیدی:
 
آقای خامنه‌ای شرایط قانونی رهبری را از دست داده است
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩  

درخواست جمعی از علمای قم، مشهد و اصفهان از مجلس خبرگان برای ارزیابی دوباره صلاحیت رهبر نظام

جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند.پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است. به نظر نویسندگان روحانی این نامه، شرائط تدبیر و عدالت رهبری در چند ماه اخیر نقض شده و ایشان با توجه به مبانی فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران خودبه خود معزولند. منتهی به لحاظ طی مراحل قانونی مجلس خبرگان می‌باید به عنوان نمایندگان عالی مردم به مفاد اصل 111 قانون اساسی درباره عزل رهبری عمل کنند. اسامی امضاکننده‌های این نامه مهم به دلیل خفقان و سرکوب شدید داخل کشور و خطر جانی آنها به تقاضای خود امضاکننده‌ها منتشر نمی‌شود. اما پس از احراز وثاقت نامه به انتشار آن مبادرت شد. متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در سایت "جرس" منتشر شده به این شرح است:


کلمات کلیدی:
 
دیوار نویسی!
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۸  


کلمات کلیدی:
 
تا کی ؟ ملت ما باید تاوان دروغ و دغل دولتمردان و مسئولان خود را بدهد
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦  

این روز ها که باز مانند سال 1333 کشور ما کودتایی را -البته این بار به جای مرداد در 22 خرداد - پشت سر گذاشته و به اقتضای روز وبر خلاف آن سال هابحث انرژی اتمی جایگزین نفت شده است دائم این جمله از اظهارات سپهبد زاهدی نخست‌وزیر هنگامی که لایحه کنسرسیوم را روز 29 مهر 1333 به مجلس می‌داد و در توجیه آن می گفت: «ما با این قرارداد توانستیم کلاه بزرگی سر انگلیس و آمریکا بگذاریم.» در گوشم زنگ می زند .

بی تردید سخنان صد من یک غاز جلیلی که می گوید در ژنو کشور های ١+۵ را مات کردیم! و احمدی نژاد که همزمان با بیان ذلیلانه :"حاضریم سوخت اتمی خودرا از امریکا بخریم" از توفیق دولت خود در کنفرانس ژنو بیشرمانه لاف می زند در این تداعی معانی نقش عمده ای دارند .

اما تا کی ؟ ملت ما باید تاوان دروغ و دغل دولتمردان و مسئولان خود را بدهد بر می گردد به این که چگونه این قضایای تکراری را آسیب شناسی کنیم . این که گلایه کنیم و توقع داشته باشیم مسئولان مطابق مصالح و منافع ما حرکت کنند هر چند توقع به جایی است اما تمام ماجرا نیست . چرا که به کرات دیده ایم مسئولانی وظیفه شناس بر سر کار آمده اند اما هر چه گذشته از راه درست و صداقت با ملت فاصله گرفته و نهایتا در چاه ویل ناراستی و نادرستی افتاده اند ! علت آن چیست ؟ من گره اصلی را در خود ملت و نهاد های مدنی ای مانند احزاب و جراید می دانم که متاسفانه یا وجود ندارند و یا اگر وجود دارند بی وجود هستند . در کشوری مثل امریکا فرض کنید چنین نهاد هایی نبودند . می دانید چه می شد ؟ محض نمونه عرض می کنم :

روزنامه واشنگتن پست نمی توانست جریان واتر گیت را کشف و افشا کند . آقای کلینتون هم در کاخ سفید به لاس زدن خود با مونیکا حتی الان ادامه می داد ! و دهها فاجعه دیگری که نهادهای مدنی مانند حزب و روزنامه ها سد آن شدند به قوت خود باقی می ماند و در نتیجه امریکا،امریکای امروز نبود !!

طبعا در وجود نهاد های مدنی بر آمده از متن مردم است که کنترل ها صورت می گیرد و مسئولان فضا را برای رفتن به سمت و سوی انحراف و ضایع کردن حقوق ملت باز نمی بینند . وگرنه مرد! می خواهد بالای سرش نظارت جدی مردمی نباشد و بر مدار صداقت حرکت کند !

نتیجه این که در کشور ما اگر ناصرالدین شاه ها درست شد حاصل غفلت مردم و فقدان نهادهای مدنی بر آمده از متن مردم بود . وقتی شاه کور باش و دور باش اعلام می کرد و ملت چشم و گوش خود را می بست معلوم است که می شود و می شد آن چه شد و تاریخ سرزمین ما مشحون از آن است .

اگر قناعت کردن به نهاد های رسمی و علی الظاهر مردمی چون پارلمان و انتخابات کفایت می کرد باید طی این ٣٠ سال که بر مردم رفت و این نهاد ها هم بودند کاری بر خلاف مصالح ملت صورت نمی گرفت ! اما دیدیم که آن چه شد دست کمی از اتفاقات در یک نظام استبدادی محض نداشت ! 

راه چاره بالا رفتن فرهنگ و شعور سیاسی ملت و تشکیل احزاب و نهاد های مدنی مردمی است و لاغیر و الا مجلس و انتخابات کاری از پیش نخواهد برد و طرفه العینی تبدیل خواهد شد به ابزار دیکتاتوری همچنان که می بینیم شده است .


کلمات کلیدی:
 
گفتگو با فرزند بهزاد نبوی
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥  

 
  گفتگو با فرزند بهزاد نبوی
انتقام مجلس ششم رااز پدرم و یارانش می گیرند    

موج سبز آزادی با فرزند بهزاد نبوی مصاحبه ای کرده است که خلاصه از آن را می خوانید:
 

می گویند بهزاد نبوی جزو رهبران اغتشاشات بوده است!

این سوال شما بنده را به یاد یک خاطره می‌‌اندازد. حدود ۱۰ سال قبل بود و من تازه دانشجو شده بودم. مناظره‌ای بود بین آقای نبوی و آقای محمدرضا باهنر در دانشگاه تهران. بعد از مناظره، دوستی‌ از مخالفین آقای نبوی، وقتی‌ که ایشان در حال سوار شدن به آن هیلمن معروف بودند از ایشان سوال کرد که "آقای نبوی! درست است که شما ۲۰ میلیون دلار دزدی کرده اید؟". پدر با خونسردی و خنده رو به آن جوان کردند و گفتند "برادر من! این چه سوالی‌ است؟ من اگه دزدی هم کرده باشم به تو که نمی‌گویم دزدی کرده ام! اگر خبرت موثق است به دوستان همفکرت در قوه قضائیه اطلاع بده، آنها تا آخر خط پیگیری می‌‌کنند." حالا من فکر می‌کنم که اگر پدر من واقعا اغتشاشگر هم بوده باشد، من که نمی‌‌گویم پدرم اغتشاشگر است. قضاوت با خود مردم است. من فقط اعتقاد دارم برای اینکه این واژگان را درست به کار ببریم،باید تعریف دقیقی‌ از آنها داشته باشیم.

تعریف شما از اغتشاشگر چیست؟........


کلمات کلیدی:
 
حق به حقدار رسید!
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥  

خبردار شدیم که آقای صادق صبای معروف به ریاست بخش "ایران" در تلویزیون بی.بی.سی فارسی منصوب شد. صادق صبا خبرنگار موفقی است که تا شنبه گذشته تعداد کشته شده های حوادث اخیر ایران را مطابق آمار رژیم همچنان بیست نفر گزارش میکرد. وی همچنین کوشیده است میزان آرای میرحسین موسوی را به حداقل ممکن کاهش دهد. اینها فقط گوشه هائی از موفقیت های حرفه ای اوست.
انتصاب این عنصر فعال مکتبی را به جمهوری اسلامی شادباش میگوئیم.

به نقل از سایت :اصغر آقا!


کلمات کلیدی:
 
دیگر چه کم داریم برای از بین رفتن !
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳  

وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‏شوید و مهابت‏شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است.

 از خدا و رسولش اطاعت نکردیم  ،با هم نزاع کردیم، در نتیجه سست شدیم و مهابت خود را در داخل و خارج از دست دادیم .. دیگر چه کم داریم برای از بین رفتن ! دستتان درد نکند !!

*****


کلمات کلیدی:
 
خوب نگاه کنید ! به این دو چهره !
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳  

خوب نگاه کنید ! به این دو چهره ! سرنوشت انقلاب ۵٧ را می بینید ؟ باورتان می شود بهزاد نبوی ، مرد نستوه و مجاهد دوران مبارزه امروز زیر ضربات ناجوانمردانه آن هم کسانی چون احمدی نژاد و دار و دسته او که دست دزدی آن ها حتی عرصه دانشگاه ها را با  پایان نامه های سرقتی در نوردیده است به این روز افتاده باشد . من فقط یک سوال دارم و آن این که این اتفاق در ذیل رهبری چه کسی افتاده است ؟

از احمدی نژاد و دار و دسته او توقعی نیست چرا که این جماعت بی نام و نشان غیر از این ها اگر بکند بر طینت خود نتنیده است !آیا باید سران نظام را هم در زمره این جماعت قلمداد کرد ؟!

آیا کار از اصلاحات هم گذشته است و فکری دیگر باید کرد ؟!! 


کلمات کلیدی: